امروزامروز : چهارشنبه - ۲۲ مهر - ۱۴۰۵

«اتاق افتاد دست خودمون!»؛ وقتی نمایندگی با مالکیت اشتباه گرفته می‌شود

  • کد خبر : ۶۳۰۰
«اتاق افتاد دست خودمون!»؛ وقتی نمایندگی با مالکیت اشتباه گرفته می‌شود

نویسنده: میرزا قلندر خان

«اتاق افتاد دست خودم!» جمله کوتاهی است؛ اما اگر با تهدید رقبا، فخرفروشی یا وعده دستیابی به پول و منصب همراه شود، معنایی فراتر از شادی انتخاباتی پیدا می‌کند.
در این جمله، یک نهاد جمعی به دارایی شخصی تبدیل می‌شود؛ رأی دیگران، سند مالکیت تلقی می‌شود و مسئولیت نمایندگی، جای خود را به احساس تصاحب می‌دهد. گویی انتخابات برگزار شده تا کلید اتاق را تحویل کسی بدهند؛ نه اینکه پاسخ‌گویی او را آغاز کنند!

البته نقل چنین عبارتی به‌تنهایی، اثبات‌کننده فساد مالی یا سوءاستفاده نیست. ممکن است سخنی نسنجیده، لاف‌زنی یا بیان هیجان پیروزی باشد.

کسی که می‌گوید «نماینده اصناف شده‌ایم»، خود را موظف به خدمت و توضیح می‌بیند. کسی که می‌گوید «اتاق دست خودمون افتاده»، ممکن است دیگران را محتاج اجازه و لطف خود تصور کند.

پشت این ادبیات، گاهی نوعی حساب‌وکتاب انتخاباتی پنهان است: «ما کمک کردیم این گروه رأی بیاورد؛ پس اکنون سهم ما را بدهید.»
حمایت انتخاباتی در چنین تفکری به طلب تبدیل می‌شود؛ طلبی که ممکن است با انتظار انتصاب، قرارداد، دسترسی ویژه یا حذف رقیب همراه باشد.
حمایت از یک نامزد، حق مطالبه اجرای برنامه‌های او را ایجاد می‌کند؛ اما مجوز برداشت شخصی از امکانات جمعی نیست.

این روند یک چرخه خطرناک می‌سازد: بی‌اعتمادی، اعضا را از مشارکت دور می‌کند؛ کاهش مشارکت، نظارت را ضعیف می‌کند؛ ضعف نظارت، میدان بیشتری به مدیریت شخص‌محور می‌دهد.

تهدید رقبا نیز فقط به فرد تهدیدشده آسیب نمی‌زند. پیام عمومی آن این است که مخالفت، هزینه دارد. در چنین محیطی، کارکنان خبر بد را منتقل نمی‌کنند، رؤسای اتحادیه‌ها پرسش جدی مطرح نمی‌کنند و اعضا از ثبت اعتراض منصرف می‌شوند. مدیری که فقط تأیید می‌شنود، ممکن است سکوت را رضایت بداند؛ درحالی‌که آن سکوت، حاصل ترس یا ناامیدی است.

این نگاه حتی به هیأت‌رئیسه منتخب هم آسیب می‌زند. حامیانی که خود را صاحب اتاق می‌دانند، به‌تدریج از همراه به طلبکار تبدیل می‌شوند.
هر انتصاب را سهم خود می‌خواهند و هر تصمیم مستقل را بی‌وفایی می‌خوانند. بنابراین، منتخبانی که خواهان مدیریت مؤثر هستند، باید از آغاز روشن کنند که حمایت انتخاباتی، سهم اختصاصی از امکانات اتاق ایجاد نمی‌کند

اگر کسی می‌گوید «اتاق دست من است»، از او بخواهند مسئولیت و اختیار رسمی خود را توضیح دهد. ادعای نفوذ نباید جای تصمیم مکتوب را بگیرد.

رؤسای اتحادیه‌ها هم مسئولیتی فراتر از رأی‌دادن دارند. حمایت از منتخبان، نباید استقلال آنان را از بین ببرد. رئیس اتحادیه باید بتواند از تصمیم درست دفاع کند و درباره تصمیم نادرست توضیح بخواهد؛ حتی اگر خودش برای پیروزی همان گروه تلاش کرده باشد.

اتاق زمانی قدرتمند است که اعضا بتوانند بدون ترس، پرسش کنند و بدون رابطه، پاسخ بگیرند.
قدرت واقعی مدیریت صنفی در توان حل مسئله آشکار می‌شود، نه در توان ترساندن منتقد.
جناب مدعی! رأی، قباله نیست؛ صندلی هم ارث پدری نیست. اگر اتاق واقعاً «دست شما» افتاده، بفرمایید کدام گره از کار اصناف با همین دست باز شده یا خواهد شد؟
مدیریت اتاق اصناف باید نشان دهد دبنبال درگیری و تنش در میان هیات رییسه نیست، تا از آب گل آلود ماهی بگیرد و برای چهار سال مدام بر صندلی ریاست جلوس کند.
چهارسال پیش رو برخلاف همه دوره ها خواهد بود ، در درجه اول باید دور افرادی که تعدادشان هم کم نیستند خط قرمز پررنگ بکشد تا همگان ببیند که سهم خواهان در اصناف جایگاهی ندارند.

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. دیدگاه‌ها پس از تأیید منتشر می‌شوند.