امروزامروز : یکشنبه - ۲۶ مهر - ۱۴۰۵

نگاهی به تغییرات هیات‌ رئیسه اتاق اصناف در کشور؛ هدیه ای از میرزا قلندر خان

  • کد خبر : ۶۳۱۱
نگاهی به تغییرات هیات‌ رئیسه اتاق اصناف در کشور؛ هدیه ای از میرزا قلندر خان

با آغاز فعالیت هیئت‌رئیسه جدید اتاق اصناف در شهرستان‌ها، پرسش درباره چرایی تغییر ترکیب مدیریت دوباره مطرح شده است.
خبر معرفی منتخبان، به‌تنهایی انگیزه رأی‌دهندگان را روشن نمی‌کند؛ بنابراین، «رأی ندادن نسل جدید به بازگشت نسل قدیم» را باید فرضیه‌ای برای تحلیل دانست، نه نتیجه‌ای اثبات‌شده درباره رفتار همه رأی‌دهندگان.

عرض شود خدمت بزرگان بازار؛ صندوق رأی موجود عجیبی است! پیش از انتخابات، همه برایش خاطره تعریف می‌کنند؛
هنگام شمارش، از داخلش مطالبه بیرون می‌آید. یکی می‌گوید: «ما برای این اتاق زحمت کشیده‌ایم.» دیگری می‌پرسد: «برای دوره بعد چه برنامه‌ای دارید؟» اختلاف، درست از همین‌جا آغاز می‌شود؛ جایی که سابقه خدمت، قرار است جای برنامه آینده بنشیند.

احترام گذشته، تضمین رأی آینده نیست. اگر بخشی از مدیران تازه‌وارد اتحادیه‌ها به بازگشت چهره‌های باسابقه رأی نداده‌اند، یک توضیح محتمل این است که میان «قدردانی» و «واگذاری دوباره اختیار» تفاوت گذاشته‌اند. می‌توان برای پیشکسوت برخاست، دستش را فشرد و از تجربه‌اش استفاده کرد، اما نام دیگری را در صندوق انداخت. رأی، سند بدهکاری شاگرد به استاد نیست؛ وکالت‌نامه‌ای برای اداره امور صنف است.

رای ، می‌تواند تفاوت در تعریف کارنامه باشد. برای یک مدیر، تعداد جلسات و گستردگی ارتباطات نشانه توانایی است؛ برای رأی‌دهنده، نتیجه همان ارتباطات اهمیت دارد.
می‌پرسد کدام مشکل حل شد، کدام مطالبه به نتیجه رسید و سهم اتحادیه‌های کم‌نفوذ چه بود؟
به زبان قلندر خان: «عکس یادگاری با مسئول، بسیار آبرومند است؛ فقط کاش گاهی مشکل کاسب هم در همان قاب جا شود!»

واما، مطالبه سهم در تصمیم‌گیری است. مدیر تازه‌واردی که فقط هنگام انتخابات طرف مشورت قرار بگیرد، ممکن است در صندوق رأی استقلالش را نشان دهد.
مشارکت، با دعوت به جلسه کامل نمی‌شود؛ باید پیشنهاد افراد شنیده شود، مسئولیت واقعی بگیرند و بتوانند تصمیم‌ها را نقد کنند. هیچ نسلی دوست ندارد تا ابد نیروی تبلیغات باشد و روز تقسیم اختیار، دوباره به صف انتظار برگردد.

نکته دیگر ، تردید درباره معنای «بازگشت» است.
بازگشت زمانی اقناع‌کننده می‌شود که با ارزیابی گذشته و پیشنهاد تازه همراه باشد.
رأی‌دهنده حق دارد بپرسد: چه چیزی در روش شما تغییر کرده؟ کدام اشتباه تکرار نمی‌شود؟ چه تعهد سنجش‌پذیری می‌دهید؟
جمله «قبلاً رئیس بوده‌ام» معرفی سابقه است؛ پاسخ این پرسش‌ها نیست. به قول میرزا: «کلید قدیمی را باید امتحان کرد؛ شاید قفل مشکلات عوض شده باشد!»

البته همه ماجرا را هم نباید به اختلاف نسل‌ها فروکاست.
ائتلاف‌ها، اعتماد شخصی، رقابت‌های قبلی، ترکیب صنوف و ارزیابی شانس نامزدها می‌توانند بر رأی اثر بگذارند.
بدون اطلاعات معتبر درباره این عوامل، نسبت‌دادن نتیجه صرفاً به جوان‌گرایی، تحلیل را ساده و احتمال خطا را زیاد می‌کند.
چه‌بسا مدیری باسابقه، همراه تغییر باشد و مدیری تازه‌وارد، همان شیوه‌های بسته گذشته را ادامه دهد.

نسل جدید هم چک سفیدامضا نگرفته است.
اگر منتخبان تازه، پس از پیروزی حلقه‌ای محدود بسازند، گزارش عملکرد ندهند و منتقد را مزاحم بدانند، تنها نام صاحبان صندلی عوض شده است.
اعتبار تغییر را باید در شفافیت مالی، پاسخ‌گویی، دسترسی برابر اتحادیه‌ها و پیشرفت مطالبات سنجید.
جوانی، همان‌قدر که سابقه، به‌تنهایی تضمین مدیریت خوب نیست.

پیشکسوتان نیز می‌توانند با انتقال تجربه، تربیت مدیر و نقد منصفانه، نفوذی ماندگارتر از یک دوره ریاست داشته باشند.
شرطش پذیرش این اصل است که نهاد صنفی، ملک هیچ فرد و نسلی نیست. شکست انتخاباتی هم لزوماً انکار خدمات گذشته نیست؛ ممکن است درخواست فرصتی برای آزمودن راهی دیگر باشد.

میرزا قلندر خان قلم را زمین می‌گذارد و عرض می‌کند:
«بزرگان عزیز! اگر رأی برنگشت، فوراً حکم بی‌وفایی بازار صادر نفرمایید؛ شاید رأی‌دهنده هنوز حرمت شما را نگه داشته، اما اختیارش را برای خودش نگه داشته است.
تازه‌آمدگان هم زیاد به صندلی دل نبندند؛ این صندلی حافظه ندارد، ولی بازار دارد!»
نکته
میرزا قلندرخان از آشپزخانه اش در حالی نعل بکی حاوی چای در دست راستش و “اس تی کان ” کمر باریک در دست چپش قرار داشته فریاد زد که: به مدیران صنفی بگو سه تا تحلیل خاص هدیه من به اعضای هیات نمایندگانی که تو میگی باشه به وقتش برایشون می نویسم. این تازه اولی ش بود.

میرزا قلندر خان

برچسب ها

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. دیدگاه‌ها پس از تأیید منتشر می‌شوند.