تاریخ : چهارشنبه, ۳۰ خرداد , ۱۴۰۳ Wednesday, 19 June , 2024
3
روایتی از یک کارآفرین

اینجا چراغی روشن است…

  • کد خبر : 3079
  • ۰۳ مرداد ۱۴۰۲ - ۱۲:۳۵
اینجا چراغی روشن است…

امیررضا صوفی نژاد عضو هیات مدیره اتاق مشترک ایران واتریش بنیانگذار و رئیس هیئت مدیره شرکت صدرآب صنعت، پیمانکار حوزه آب در صنعت احداث حضور در برلین که خود شهر نوآوری و فناوری است و شرکت در رویداد فناوری این شهر که حالا بعد از قریب به سه سال، دوباره به‌صورت حضوری برگزار می‌شد تنها […]

امیررضا صوفی نژاد

عضو هیات مدیره اتاق مشترک ایران واتریش
بنیانگذار و رئیس هیئت مدیره شرکت صدرآب صنعت،
پیمانکار حوزه آب در صنعت احداث

حضور در برلین که خود شهر نوآوری و فناوری است و شرکت در رویداد فناوری این شهر که حالا بعد از قریب به سه سال، دوباره به‌صورت حضوری برگزار می‌شد تنها بخشی از جاذبه‌هایی بود که چشم و ذهن تحلیلگر یک ایرانی رو به خودش گره می‌زد.
اما حامد بهشتی…
حامد رو برای اولین بار دو ماه پیش در نمایشگاه اینترسولار مونیخ دیدم. در آن روز از خیل شرکت‌هایی که در حوزه بهره برداری از انرژی خورشیدی در این نمایشگاه حضور داشتند چشمم به شرکتی افتاد که حوزه اصلی فعالیتش صنعت آب بود. برای من که ۲۵ سال از زندگی حرفه‌ای و کاری ام را در این صنعت گذراندم هر موضوع مرتبط با صنعت آب همیشه جذابیت دارد. مشتاقانه خودم رو به غرفه آن شرکت رساندم و مشغول صحبت با علی، شریک تجاری حامد شدم. از لهجه و ظاهرم متوجه ایرانی بودنم شد. با همان منش ساده و صمیمی‌اش، علی، من رو به‌صرف چای دعوت کرد؛ اما برای یک زاده شمال، چای کیسه‌ای مفهوم بیگانه‌ای است. تا صحبت به عطروطعم چای اصیل ایرانی کشیده شد، حامد هم به جمع ما ملحق شد؛ گویی بعد از سال‌ها زندگی در غربت، عطر ایران به مشامش خورده است.
پرده دوم
هنوز یک ماه از اولین دیدار مان نگذشته بود که به بهانه هفته فناوری برلین سفری به این شهر داشتم. از زمزمه‌های بچه‌ها شنیدم که روز آخر حضور هیئت مان در برلین به دیدار از شرکت حامد گره‌خورده و همراه آلمانی ما نیز با ذوق خاص خودش از کارآفرینی یک ایرانی در دل شهر برلین تعریف می‌کرد.
پرده سوم
حامد کارش رو از ۱۳۸۲ شروع کرد، درست زمانی که من به دنبال گرفتن حداقل رتبه پیمانکاری برای آغاز فعالیتم در صنعت آب بودم، حامد نیز به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر قدم برداشت. من باور دارم که مسیر زندگی آدم‌ها همیشه از یک جرقه کوچک آغاز می شود. درست مثل آغاز زایش انقباضات قلب که به آن گره پیش‌آهنگ می‌گویند. گره پیش‌آهنگ حامد، مطالعه مقاله‌ای بود در بحث هیدروژن و این آغازی شد بر بیش از دو دهه فعالیت او در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر. گره‌های پیش‌آهنگ ذهنی‌مان را جدی بگیریم چرا که از پس آن تحولات بزرگی پنهان شده است.
از شاخصه‌های متمایز کسب‌وکار حامد، مدل کسب‌وکار خاص و ویژه‌ای اوست. استفاده از مدل کسب‌وکار اجتماعی و اقتصاد دورانی شاید کلیدی‌ترین عناصری بودند که زمینه موفقیت مدل کسب‌وکار او را فراهم آورد. از بین همه جملات حامد یه جمله، تأثیر عمیقی روی من گذاشت. حامد واسه اینکه بتونه مقاومت مردم بومی نسبت به استفاده از دستگاه آب‌شیرین‌کن رو بشکنه مدت‌های مدید در مناطق کمتربرخوردار کشورهایی چون چین، مالزی، لبنان و کنیا زندگی کرد. اونقدر با مردم صمیمی بود که بهش لقب Doctor water داده بودند. این موضوع در پروژه‌های صنعت آب بسیار رایج است. من با پوست و گوشت خودم این موضوع رو حس کردم که برای کار در مناطق کمتر برخوردار باید از جنس مردم بود. باید از نیروی انسانی محلی و بومی استفاده کرد تا بر اساس سنجش دقیق نیاز آنها نسبت به پیشبرد پروژه اقدام کنیم.
وقتی واکسن کرونا از فاز مطالعات بالینی خارج شد و به تولید انبوده رسید، شرکت های تولیدکننده برای فروش واکسن و کسب منافع مالی چرتکه انداخته بودند اما حامد برای این کار کیسه ای ندوخته بود. در پروژه هایی که با سرمایه گذاری روستاییان انجام می پذیرفت مشارکت کرده و بعد از ۵ سال پروژه را به خودشان واگذار می کرد. در کنار همه این موارد، از نظر حامد، برای مدیریت بهینه منابع آبی و نیز پیاده سازی اصول اقتصاد چرخشی، آب تصفیه شده را می توان در پروژه های آب رسانی، کشاورزی و پرورش ماهی مورد استفاده قرار داد.
حامد بهشتی برای موفقیت از کلمه باور وام گرفت چرا که تمام ۱۳ موسسه‌ای که در گذشته کار سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌ها را در آلمان انجام می‌دادند طرح او را رد کردند. شریک تجاری‌اش همه پس‌اندازش را وارد چرخه کار کرد و با کمک همسرش، خانه شان که تنها داراییشان بود را برای باورهایشان فروختند. اما رسیدن به نتیجه صرفاً گذاشتن پس‌انداز و فروش خانه نبود؛ بلکه فروش محصولی این چنینی، به بازاریابی و تحقیقات بازار فراوان نیاز داشت. فروش محصول شرکتی که هیچ سابقه‌ای ندارد آن هم محصولی که خریدش به نسبت موردهای مشابه شاید کمی گران‌تر بود سخت و طاقت‌فرسا بود.
یک سال تلاش بدون هیچ فروش… ده‌ها تماس بدون پاسخ… صدها ایمیل بدون جواب… همه اینها شاید اگر برای ما اتفاق می‌افتاد قطعاً زانوی غم بغل می‌گرفتیم و یا به مسیر اشتباهی که رفته بودیم فکر می‌کردیم؛ اما در نهایت، قبل از اعلام نتیجه تست اولین دستگاه‌ ساخت شرکت، اولین سفارش‌ خرید نهایی شد… درست در زمانی که با خودت میگی این آخرین ضربه است اگر به نور نرسم برمی‌گردم وآخرین ضربه را محکم‌تر می‌زنی و می‌بینی خورشید روشن‌تر از همیشه در حال درخشش است… چاهی که به سنگ خورده بود حالا از لابه‌لای سنگ‌ها آب جاری شده.
حامد حالا به نماد نوآوری در صنعت آب آلمان تبدیل شده و مجموعه تحت مدیریت او ورد زبان فعالین اقتصادی این کشور است. برخی از شما شاید داستان تمثیلی عالم و مردی که در جستجوی موفقیت بود را شنیده‌اید. مرد به عالم گفت که برای موفقیت به من رمز بگو. عالم از مرد خواست که فردا صبح به نزدیکی رودخانه بیاید. سپس از او خواست که همراه او به نقطه عمیق آب شنا کند. عالم، سر مرد را به زیر آب فرو برد و مرد تلاش می‌کرد تا خود را رها سازد، اما عالم سر او را محکم نگه داشته بود. بعد از چند ثانیه، عالم سر مرد را از آب بیرون آورد و مرد نفس عمیقی کشید. عالم پرسید: در آن وضعیت تنها چیزی که می‌خواستی چه بود؟ مرد گفت هوا. عالم گفت: اگر همان‌طور که در آن لحظه هوا را می‌خواستی در جستجوی موفقیت باشی بدون شک به دستش خواهی آورد. حالا ویترین افتخارات حامد پر شده از جوایز و تقدیرنامه. از: جایزه کارآفرین برتر آلمان به انتخاب KFW و جایزه برترین استارتاپ صنعت کشاورزی در سال ۲۰۱۷ گرفته تا جایزه بزرگ آلمان در اهداف هزاره سازمان ملل و همچنین جایزه Global Change Make از هلند.

لینک کوتاه : https://akhbaresenfi.ir/?p=3079

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.