• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : Thursday - 10 September - 2026
0

گردشگری ایران؛ جاذبه داریم، صنعت نداریم

  • کد خبر : 6239
  • 10 سپتامبر 2026 - 20:52
گردشگری ایران؛ جاذبه داریم، صنعت نداریم

حسن حسن‌پور، مدیرعامل شرکت توسعه گردشگری وارش ایران کشوری است که تقریباً هر آنچه برای شکل‌گیری یک صنعت گردشگری قدرتمند لازم است، در اختیار دارد؛ از تاریخ و تمدن و تنوع فرهنگی گرفته تا جنگل، دریا، کوهستان، کویر و اقلیم چهار فصل. با این حال، فاصله میان این ظرفیت‌های کم‌نظیر و سهم واقعی گردشگری در […]

حسن حسن‌پور، مدیرعامل شرکت توسعه گردشگری وارش

ایران کشوری است که تقریباً هر آنچه برای شکل‌گیری یک صنعت گردشگری قدرتمند لازم است، در اختیار دارد؛ از تاریخ و تمدن و تنوع فرهنگی گرفته تا جنگل، دریا، کوهستان، کویر و اقلیم چهار فصل. با این حال، فاصله میان این ظرفیت‌های کم‌نظیر و سهم واقعی گردشگری در اقتصاد کشور همچنان قابل توجه است.

مسئله را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد: ما جاذبه گردشگری داریم، اما هنوز نتوانسته‌ایم همه این جاذبه‌ها را به محصول اقتصادی تبدیل کنیم.

گردشگری فقط هتل و اقامت نیست. وقتی گردشگر وارد یک شهر یا منطقه می‌شود، مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی از حمل‌ونقل و رستوران گرفته تا فروشگاه‌ها، صنایع‌دستی، مراکز تفریحی و کسب‌وکارهای محلی را فعال می‌کند. به همین دلیل، گردشگری را باید یک زنجیره اقتصادی دانست که می‌تواند هم اشتغال ایجاد کند و هم درآمد را در مناطق مختلف کشور توزیع کند.

اما درست در همین نقطه، یکی از مهم‌ترین ضعف‌های موجود خود را نشان می‌دهد؛ مدیریت گردشگری در ایران هنوز بیش از آنکه اقتصادی باشد، اداری است.

سرمایه‌ای که پشت درِ مجوزها می‌ماند
سرمایه‌گذار برای ورود به صنعت گردشگری بیش از هر چیز به یک محیط قابل پیش‌بینی نیاز دارد؛ محیطی که در آن زمان اجرای پروژه، فرآیند دریافت مجوز، هزینه‌ها و امکان بازگشت سرمایه قابل محاسبه باشد.

بر اساس تجربه مطرح‌شده در این گفت‌وگو، یکی از جدی‌ترین موانع سرمایه‌گذاری، طولانی شدن فرآیندهای اداری است؛ به‌گونه‌ای که پروژه‌ای که در مدل اقتصادی برای اجرای دو تا سه ساله طراحی شده، ممکن است سال‌ها درگیر استعلام، مجوز و تصمیم‌گیری میان دستگاه‌های مختلف بماند. در شرایط تورمی، چنین تأخیری می‌تواند تمام معادلات اقتصادی پروژه را تغییر دهد.

اینجا پرسش مهمی مطرح می‌شود: چرا باید سرمایه‌گذار برای اجرای یک پروژه گردشگری، به جای مدیریت پروژه، سال‌ها مدیریت بروکراسی کند؟

اصل نظارت دستگاه‌های قانونی قابل انکار نیست، اما تعدد مراکز تصمیم‌گیر و نبود هماهنگی مؤثر، زمانی به مانع تبدیل می‌شود که هر دستگاه به‌صورت جزیره‌ای عمل کند و مسئولیت مشخصی برای جمع‌بندی و تعیین تکلیف پرونده وجود نداشته باشد.

شمال؛ ظرفیت بزرگی که هنوز درست دیده نشده است
شمال ایران نمونه روشنی از فاصله میان ظرفیت و بهره‌برداری است. منطقه‌ای که طبیعت، دریا، جنگل و دسترسی مناسب به بازار بزرگ گردشگران داخلی را همزمان در اختیار دارد، اما بخشی از ظرفیت‌های آن به دلیل مشکلات حقوقی، مدیریتی و اجرایی همچنان بلااستفاده مانده است.

راه‌حل البته تخریب طبیعت نیست. اتفاقاً توسعه گردشگری پایدار باید از همین نقطه آغاز شود: حفظ طبیعت در کنار ایجاد ارزش اقتصادی.

این نگاه زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم گردشگر امروز با گردشگر دو دهه قبل تفاوت دارد. مسافر امروز الزاماً فقط به دنبال یک اتاق برای خوابیدن نیست؛ تجربه، تفریح، هیجان، ورزش، طبیعت، فرهنگ بومی و امکان ثبت و اشتراک‌گذاری تجربه خود را نیز می‌خواهد.

بنابراین شاید پاسخ توسعه گردشگری شمال، صرفاً ساخت هتل‌های بیشتر نباشد.

اگر قرار باشد تمام نسخه توسعه گردشگری را به ساخت هتل محدود کنیم، بخش مهمی از نیاز گردشگر امروز را نادیده گرفته‌ایم.

در شمال کشور، ظرفیت‌هایی مانند مجتمع‌های تفریحی، ورزش‌های آبی و ساحلی، مراکز رفاهی استاندارد، بوم‌گردی‌های پیشرفته، گردشگری سلامت و مجموعه‌های چندمنظوره می‌توانند بخشی از خلأ موجود را پر کنند.

در واقع، سؤال درست این نیست که «چند هتل دیگر بسازیم؟» بلکه باید پرسید:

چه محصول جدیدی می‌توانیم به گردشگر ارائه کنیم که او را بیشتر در مقصد نگه دارد و هزینه بیشتری برای تجربه سفر خود انجام دهد؟

این تغییر سؤال، در واقع تغییر نگاه از «اقامت» به «اقتصاد تجربه» است.

نسخه خروج از بن‌بست
راهکار، الزاماً پیچیده نیست؛ اما اجرای آن نیازمند اراده مدیریتی است.

ایجاد یک پنجره واحد واقعی و صاحب اختیار برای سرمایه‌گذاری، کاهش زمان صدور مجوزها، مشخص شدن وضعیت زمین و زیرساخت، ارائه بسته‌های «آماده سرمایه‌گذاری» و استفاده از مدل‌هایی مانند BOT و اجاره بلندمدت، از جمله راهکارهایی است که در این گفت‌وگو مطرح شده است.

از سوی دیگر، مدیریت مقاصد گردشگری نیز باید تخصصی‌تر شود. اداره یک شهر گردشگرپذیر با اداره یک شهر معمولی یکسان نیست. مدیر چنین منطقه‌ای باید اقتصاد گردشگری، رفتار سرمایه‌گذار، نیاز گردشگر و ظرفیت‌های اقتصادی منطقه را بشناسد.

از مدیریت اداری به مدیریت اقتصادی
گردشگری ایران برای جهش، بیش از آنکه به شعارهای تازه نیاز داشته باشد، به تصمیم‌های تازه نیاز دارد.

سرمایه‌گذار باید بداند چه چیزی می‌خرد، چه زمانی می‌تواند پروژه را اجرا کند، چه مجوزهایی نیاز دارد، زیرساخت‌ها در چه وضعیتی هستند و در نهایت چگونه می‌تواند سرمایه خود را بازگرداند.

اگر این زنجیره شفاف و قابل پیش‌بینی شود، ایران ظرفیت آن را دارد که گردشگری را از یک فعالیت پراکنده خدماتی به یکی از موتورهای رشد اقتصادی تبدیل کند.

مسئله امروز گردشگری ایران، نبود جاذبه نیست؛ مسئله، فاصله میان جاذبه و محصول، میان سرمایه و اجرا و میان ظرفیت و مدیریت است.

شاید وقت آن رسیده باشد که گردشگری را نه به عنوان مجموعه‌ای از هتل‌ها، مجوزها و اماکن دیدنی، بلکه به عنوان یک زنجیره کامل اقتصادی ببینیم؛ زنجیره‌ای که از سرمایه‌گذاری آغاز می‌شود و به اشتغال، رونق کسب‌وکارهای محلی و توسعه پایدار می‌رسد.

ایران جاذبه کم ندارد؛ آنچه کم داریم، مدیریتی است که بتواند این جاذبه‌ها را به اقتصاد تبدیل کند.

لینک کوتاه : https://akhbaresenfi.ir/?p=6239

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.